میلاد حیدری
7/11/1393 - اجتماعی شدن در افغانستان

در تعریف اجتماعی شدن گفته می شود فرایندی است که افراد شیوه زندگی کردن را متناسب با فرهنگ حاکم بر محیط خود می آموزد و برای پذیرفتن نقش های اجتماعی فردا آماده می شود. تمام افراد یک جامعه باید به ناچار همین روند را طی کنند و این مراحل را پشت سر بگذارند. انسان افغانی نیز متناسب با بستری فرهنگی خود رشد می کند و بزرگ می شود و یاد می گیرد نقش های اجتماعی خود را چگونه پیش ببرد.

نرگس
6/11/1393 - پرواز را تجربه کنیم

دختر بعد از آنکه به دنیا می آید خیلی متفاوت تر از یک پسر بزرگ می شود و اجتماعی شدنش متفاوت است. چون به یک دختر همه اعضای خانواده می گویند تو ناتوان هستی، تو نمی توانی. دختران در مقایسه با پسران با «نمی توانی»ها و «نباید»های زیادی مواجه است. مثلاً نمی توانی ورزش کنی، نمی توانی فلان کار را انجام دهی، نباید به تنهایی بیرون بروی، نباید در جلو مردان حاضر شوی، نباید بلند حرف بزنی، بلند بخندی، چون تو دختری. پس دختر بودن به معنای محرومیت از بسیاری امتیازاتی است که به عنوان حق انسان شمرده می شود.

ام البنین حسین زاده
4/11/1393 - نابرابری جنسیتی = تبعیض جنسیتی

در سرزمین من شعار ارزش زن همواره بلند است و جایگاه او را در درون قرآن، احادیث پیامبر و امامان جستجو می کنند. بهشت را زیر پای او می گذارند و او را تاج افتخار خلقت می دانند. او را «نازنین» خطاب می کنند و چراغ خانه لقب می دهند. اما در عمل هیچ کدام وجود ندارد. در عالم واقعیت، زن موجود حقیر و ابزار دست مرد است. ما به مرضی گرفتاریم، مرض شعار زدگی! مرض خود فریبی! مرض دورویی!!

نسیمه یوسفی
14/10/1393 - فرشته دلتنگی هایم

سلام بر آنان که گوش شنوا و چشم بینا دارند. درود بر آنان که نوشتن را دوست دارند. من دوست دارم بنویسم. اما نمی دانم از کجا آغاز کنم؟ دوست دارم از مهربانی های پدرم قلم بکشم. کسی که به من آموخت باید باوقار و با شخصیت باشم. او که همه وقت پیش از شامل شدنم در مکتب به کسب مقام نخست در صنف تشویق می کرد. درست نمی فهمم از کدام ویژه گی های پدرم بنویسم؟ از مهربانیش، از فداکاری هایش، نصیحت هایش.

سحر
14/10/1393 - پس مانده برنج

در زمستان سرد و پر از برف و باران، در یک منطقه، با طبیعت و کوه های شگفت زا، کسی به نام سردار زنده گی می کرد. او تمام عمرش را با یک کراچی یک تایره می گذراند. از این خبر نبود که شاید روزهای دشوارتر از این هم به سراغش خواهد آمد. سردار یک روز که در بازار کار نیافته بود، در بدل آن بیست و چهار ساعت گرسنه بود. معده اش از فرط گرسنه گی می سوخت و به خود می پیچید. او با همان یک کراچی تمام روزهای زنده گی را سپری می کرد.

علی خان شهریار
26/9/1393 - مقاله نویسی 2

یک مقاله ساده دارای پنج بخش اساسی می باشد: عنوان،‌ مقدمه، متن اصلی، نتیجه، پیشناد. در ذیل هر کدام از این بخش ها توضیح داده شده و ضرورت رعایت آن بیان می گردد. هم چنین نمونه ای از ک مقاله ساده ارایه می گردد، تا خوانندگان به درستی بتوانند هر کدام از موارد بالا را در آن ملاحظه کرده و به درستی فرا گیرند.

زهره میرزایی
26/9/1293 - متفاوت بودم

درست ساعت شش صبح بود که ساعت شروع به زنگ زدن کرد. با بی حوصلگی از خواب برخاستم و ساعت را به زمین زدم. وقتی کمی چشم هایم بازتر شد، متوجه شدم آسمان ابری است. سریع رفتم آبی به سر و صورتم زدم. کمی که بیشتر به حال آمدم، یادم آمد دیشب خیلی زود خوابم برد. درست ساعت هفت خوابیدم. از تقسیم اوقات و کارخانگی خبری نبود. کیفم را گرفتم و زود از راه پله ها پایین شدم. پایم به قالین راه پله ها گیر کرد و با شدت به زمین خوردم. باز هم از ترس عین خیالم نبود. سریع رفتم در کٌمٌد کتاب هایم را باز کردم. کتاب ها مثل سیل ریختند روی من. همه را در هم و برهم پرت کردم بین کیفم و لباس هایم را پوشیده به طرف مکتب روان شدم.

وحید فولادی
21/9/1393 - اگر بخواهیم تغییر می کنیم!

دنیا همه اش تیره و تار گشته است. همه رنگ های واقعی خویش را از دست داده ایم. خنده ها دیگر از عمق قلب بر نمی خیزد. همه مثل مرده گان هستیم که برگورها خوابیده و منتظر عاقبت هستند. همه بی روح عمل می کنیم. مثلی که آکسیجنی وجود ندارد. مانند این که شش های مان کار نمی کند. قلب ها ضعیف شده باشد و مغزهای مان پوک شده است. مثل کمپیوتر کم چارج شده ایم. موتوری شده ایم که مواد سوخت ندارد. کاش کسی سیلی بیداری بر روی ما حواله می کرد، یک بار از خواب های عمیق ناآگاهی بیدار می شدیم.

محمد هادی
30/8/1393 - محرم مرا به فکر انداخته بود

باریدن باران قطع شده بود، انگار آسمان هم با انسان قهر شده بود، دلش نمی خواست گریه کند. چون اشکی در چشمان ابر باقی نمانده بود. گرد و غبار ناشی از بدی ها همه جا را فراگیر شد. همه از سیاهی و دلتنگی آسمان و زمینیان رنجیدند و به لانه های شان خزیدند. نمی دانم ماه محرم بود، هیچ کس سهم نمی گرفتند، شاید در کنج کلبه های شان کارهای مهم تر از محرم داشتند.


27/8/1393 - تقدیر از بهترین های سال 1393

روز سه شنبه 27 عقرب 1393 در یک برنامه ویژه صبحگاهی، از بهترین دانش آموزان سال 1393 معرفت تقدیر شد. برنامه «تقدیر از بهترین های سال» یک برنامه هر ساله در معرفت است. این برنامه همواره در آخرین روزهای سال تعلیمی برگزار می گردد. در این برنامه مجموع دانش آموزانی که در طول سال تعلیمی، در بخش های مختلف برنامه های لیسه فعالیت داشته اند و توانمندی های ویژه ای از خود نشان داده اند، تقدیر می گردند.

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18