خزان سال 1389 از دانشگاه کابل فارغ شدم. شغلی را که در دوران تحصیل داشتم، رها کرده دنبال وظیفهی نو برآمدم. هر اداره و وزارت را در میزدم، اما با تأسف با انواعی از مشکلات مواجه میشدم. طبق معمول برای هر پُستِ اعلانشده فورم خانهپری میکردم، در همین جریان، کسی برایم خبر داد که لیسهی معرفت معلم عربی نیاز دارد و من نیز مراجعه کردم. بعد از گفتوگو با مدیر لیسهی معرفت، در زمستان 1389، برگهی قراداد را به امضاء رساندم و در نهایت شغل معلمی را بر هر وظیفهی دیگر ترجیح دادم. |
انسان موجودی کمال گرا بوده و با سکون و سکوت سازگاری ندارد. انسان همیشه به دنبال راهی است که قدمی به پیش بگذارد و گرهی از مشکلات خود باز کند. بنابراین، برای پیشرفت در عرصههای مختلف زندگی به شناخت نسبتاً کاملی از خود و جامعه نیاز دارد و ناگزیر است برای ارتباط خود با گذشته و آینده فکر و برنامهریزی کند. |
یکی از مسائلی که در کتاب تعلیم و تربیت صنف یازدهم، چاپ 1391، مطرح شده، حق مرد بر زن است. انتخاب این مطلب به عنوان یک متن درسی، بیشتر از هر چیز فقدان دید تربیتی را در نصاب تعلیمی وزارت معارف کشور نشان میدهد. پرداختن به چنین موضوعاتی، نشان میدهد که تهماندهی اندیشهی سلطه و حاکمیت مردان نسبت به زنان هنوز هم بخش عمدهی فضای ذهن نویسندگان و مولفان نصاب درسی وزارت معارف را تشکیل میدهد. |
توجه به نگارش و فعالیتهای ادبی دانشآموزان در صنفهای متفاوت، یکی از ویژگیهای بارز فعالیتهای آموزشی دیپارتمنت زبان محسوب میگردد. از سوی دیگر، فعالیتهای اضافی دانشآموزان در عرصههای مختلف ادبی به گونههای مختلف مورد تشویق قرار میگیرد. بر اساس برنامهریزی دیپارتمنت ادبیات دری لیسه معرفت، علامههای نگارشی از صنف چهارم تا صنف نهم به تدریج و نظر به سطح صنوف تدریس میشود. |
لیسهی عالی معرفت اعتبارنامهی رسمی خود در چوکات مکاتب غیردولتی وزارت معارف جمهوری اسلامی افغانستان را به تاریخ 25/6/1384 به دست آورد. در سال 1385 تمام امتیازات آن به عنوان یک نهاد خیریهی اجتماعی به شورای اجتماعی سرپرستی لیسهی عالی معرفت تفویض شد و متعاقباً با هویت یک موسسهی غیرانتفاعی در وزارت مالیه، وزارت معارف و وزارت عدلیهی جمهوری اسلامی افغانستان ثبت گردید. |
لیسهی عالی معرفت، در یک تعریف ابتدایی، یک مکان آموزشی است. تجربهها و دستاوردهای لیسهی عالی معرفت نیز میتواند الگویی از یک نظام آموزشی در کشور باشد که به سادگی قابل تعمیم است و هر کس یا مجموعهای دیگر میتواند این تجربه و دستاوردهای آن را در نقاط مختلف کشور گسترش دهد. مهمترین ویژگیِ تجربهی معرفت، اتکای آن بر منابع اولیهای است که در جامعه وجود دارد. |