محمد محمدی
29/1/1393 - تک درخت برگ سپید

ساعت پنج عصر است. درِ کلبه‌ام را باز می کنم و روی درگاه می نشینم. به دوردست ها نگاه می کنم. دوردست هایی که در میان درختان گم می شوند و از پس آنها کوهستان معلوم می شود. قله هایش را تماشا می کنم و سردی برف های نشسته بر آن از نگاهم به وجودم رخنه می کند. سردم می شود و من مثل هزاران بار دیگر چشمانم را می بندم و تصور می کنم که در آغوش گرم تو جا خوش کرده‌ام. چشم باز می کنم و از تماشای جنگل، چشمانم سبز می شود، چه زود منعکس می شود!! شاید به همین دلیل روح تو سبز و درختی بود. دلم می خواهد که بپرسم چگونه درخت را فهمیدی؟ یا که چطور توانستی روح طبیعت را لمس کنی!

حبیب الله "حسن زاده"
28/1/1393 - تهاجم فرهنگی

برای فرهنگ تعریف های زیادی گفته شده است. اما به طور خلاصه و خیلی ساده می‌ توان گفت فرهنگ مایه های فکری و ارزشی است که رفتارهای اختیاری و اجتماعی انسان، تحت تآثیر آنها قرار می‌ گیرد و شامل شناخت ها و باورهای انسان، ارزش ها، گرایش ها، رفتارها و کردارها می ‌باشد. بر این اساس تهاجم فرهنگی عبارت خواهد بود از هر گونه حرکتی ازسوی دشمن که در صدد تغییر یا تحریف ارزش ها، رفتار و کردارهای انسانی ملت می ‌باشد. به عبارت دیگر تهاجم فرهنگی یعنی اینکه ملتی، بخواهد فرهنگ رایج و غالب یک ملتی دیگر را از دستش گرفته و فرهنگ خود را به آنها تحمیل کند تا ملت مورد تهاجم قرارگرفته، تحت سلطه این ملت در بیاید و به این وسیله به این ملت تسلط یافته و ضربان اقتصادی، سیاسی و نظامی آن را در دست خود بگیرد. برای این کار آسان ترین و کم هزینه ترین راه، همان تغییر فکر و خط مشی ملت است.

ضیافت سعیدی
25/1/1393 - ما به جنبش «عدم تبعیض» نیازمندیم

خون ام می جوشد. ذهن ام از درنگ باز می ماند و دستم نمی نویسد. حس می کنم با این دخترک همدرد هستم. دردش مترادف درد من است. دردی از این جنس را پیش از این چشیده ام. دردی است که مثل خوره بدن زخمی هر افغانی را می خورد. می مانم چه بنویسم؟ در نهایت به خود می گویم: این جا خر خانه است! انسانیت است که به قدم گاه قوم با چاقوی به ظاهر به نام حق و عدالت قربانی می شود. اینجا، انسان نما ها آمده اند تا ظلمی را که بر جبین تاریخ نگار بسته اند؛ تکرار کنند. به چهره یک انسان به عنوان انسان نگاه نمی کنند، بلکه بینی و چشم اند که تعیین کننده انسانیت توست. اینجا دیریست که انسانیت سکویش را به قوم، تبار و نژاد داده است.

مصطفا فیاض
20/1/1393 - بینی پوچوق، بوغوند کومه

انواع گل ها بر لباس های او خودنمایی می کرد و بر زیبایی او می افزود. او معمولاً چادر آبی گلدار به سر می کرد و این چادر بیشتر از هر چیز او را زیباتر نشان می داد. گل جان به صورت ماهرانه موهایش را به صورت رشته های کوچک و باریک در می آورد. کلاهی دست دوزی مادرش را که در اطراف آن سکه ها به بصورت منظم دوخته شده بودند زیر چادر، روی سرش می گذاشت. این کلاه سر او را درست مانند جامی آب، زیبا نشان می داد. پیراهن او دامن گشاد و کمر پر چین داشت. این گشادی دامن و چین های اطراف، کمر او را به صورت زیبایی باریک تر از تصور زیبا نشان می داد.

زهرا فرهنگ
20/1/1393 - مادر

هنوز وقتی سرم را روی شانه ات می گذارم، بهشت با همه عظمتش در من جریان پیدا می کند. هنوز وقتی نگاهم می کنی، خودم را در کنار کوه پایه های کودکی ام می بینم؛ با شاه پرک هایی که روی پیراهنم پرواز می کنند. هنوز نمی دانم چند سال و چند جاده و چند احساس از تو دور شده ام. فقط هر وقت دلم برای گهواره ای که تکان می دادی تنگ می شود، رو به روی آینه می ایستم و دنبال دخترکی می گردم که اگر نیم روزی مادرش را نمی دید، آرام و قرار نداشت. قلب تو از خانه بزرگتر بود و از مهتاب روشن تر. تو را از همه زیبایی ها بیشتر دوست داشتم. باور کن هنگامی که در خانه بودی گل میان گلدان ها خوشبوتر می شدند و تماشای تصویر کتاب داستان ها دیدنی تر.

حفیظ الله ابرم
17/1/1393 - بازخوانی یک راه (قسمت یکم)

وقتی فرصت می یابیم و به گذشته های خویش، راهی که پیموده ایم، نگاهی می اندازیم، دو حس کاملا متضاد وجود آدم را می پوشاند: حسی شادکامی و سرور از آنچه که برای آدم رضایت می آورد و حس افسوس و پشیمانی از آنچه که نباید انجام می دادیم و یا به شکل دیگری باید انجام می دادیم اما دست یافتن به این دو حس از ناگزیری هایی است که همواره در بازگشت به گذشته و مرور آن فضای ذهن آدم را در بر می گیرد و لذت و تلخکامی را ارزانی وجود می کند. راهی که به نام معرفت طی شده است و تجربه هایی که به این نام شکل گرفته است، برای بنیاگذاران و روندگان "راه معرفت" –حداقل برای من یکی- عاری از دو حالت بالا نبوده است و یا حتا گاهی شدید تر از آنچه تصور می شود بوده است.

محمد ناصر سعادت نیا
8/1/1393 - تربیت، گامی به سوی آینده نه تقلید از گذشته 2

مشکل اساسی تر کتاب های تعلیمی وزارت معارف مباحث فقهی است. این بحث قسمت زیاد کتاب های تعلیم تربیت را در برگرفته است. فقه مانند حدیث نمی تواند هدف تعلیم وتربیت را برآورده کند، زیرا فقه دارای پیروان مشخص است و در صورت لزوم پیروان به مرجع معین مراجعه می کنند. بنابر این، آموزش دادن فقه در مکاتب به صورت همگانی یک امر خلاف تعلیمی است. مضاف برآن، در فقه اختلافاتی وجود دارد که مسلمانان را نه تنها به فرقه های گوناگون تقسیم کرده است که حتا هر فرقه فرقه دیگر را باطل می داند و آنها را از جمله رستگاران محسوب نمی کند. به صورت نمونه، در تاریخ فقه آمده است، امام ابوحنیفه پیشوای مردم عراق بود که بر قیاس عمل می کرد. پیشوای حجازیان انس ابن مالک و بعد از وی شافعی بود. دیری نگذشت که فرقه ای به نام ظاهریه ظهور کرد. ظاهریان قیاس را باطل می دانستند و معتقدان این فرقه را گناه کار می شمردند.

علی خان شهریار
6/1/1393 - نوروز، آیین باستانی ما

جشن نوروز یکی از جشنهایی است که با رسیدن آن همه مردم خوش شده و همخوان با طبیعت به سرور میپردازند. نوروز با این ویژهگی و برداشت که امروز از آن وجود دارد، به گفته بیشتر تاریخ نویسان مربوط به فرهنگ کهن ایران زمین میشود. بعضیها ادعا میکنند که این جشن از روزی که جمشیدیما به تخت نشست به سرور احراز وی در منصه فرمانروایی، این سنت آغاز شد. اما تحقیقهای جدی و نو نشان میدهد که این جشن خوشی هیچ ربطی به جمشید و یما و آریا و اریک ندارد. بلکه ریشه این فرهنگ را در نخست باید در طبیعت و پیوستهگی زنده گی انسان با محیط جست و جوکنیم. انسان زاده محیط است. وقتی آغاز زندهگی انسانها را بررسی کنیم، رابطهی بسیار عمیق با طبیعت دارد.

1 2 3 4